الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

395

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

وصيت كرد كه پس از مرگش ، عثمان بر او نماز نخواند . . . ( 1 ) و نيز زبير ، پيرو امام بوده و در روز سقيفه در كنار آن حضرت ايستاد و در راه وى انواع مشقتها و سختيها را تحمل كرد و در روزگار عمر گفته بود : « به خدا قسم ! اگر عمر بميرد ، با على بيعت مىكنم » ، ولى شورا ، روح خود بزرگ بينى را در او دميد و خود را همتاى امام تصور كرد و از آن حضرت جدا شد و در روز جمل بر عليه آن حضرت دست به كار گرديد و بدين گونه بود كه شورا روح خصومت و دشمنى را ميان اعضايش باعث شد ، ( 2 ) زيرا هر كدام خود را شايستهء امر خلافت مىديد و خويشتن را از ديگرى شايسته‌تر مىدانست و اين خصومت و نزاعى كه ميان آنها پيش آمد به وحدت كلمهء مسلمين آسيب رساند و جمع آنها را متفرق ساخت و اين مطلب را معاوية بن ابى سفيان در سخنش با ابى الحصين كه زياد وى را براى ديدار با معاويه فرستاده بود ، بيان كرد آنجا كه معاويه به وى گفت : به من خبر رسيده است كه تو داراى هوش و خرد هستى ، پس دربارهء چيزى كه از تو مىپرسم به من پاسخ ده . - هر چه به نظر تو مىرسد ، از من سؤال كن . ( 3 ) - به من خبر ده كه چه چيزى جمع مسلمين و اجتماع آنان را پراكنده ساخت و ميان آنها اختلاف را به وجود آورد ؟ - كشتن مردم عثمان را . - كارى نكرده‌اى . - حركت على به سوى تو و جنگيدن وى با تو . - كارى نكرده‌اى . - حركت طلحه ، زبير و عايشه و جنگ على عليه السّلام با آنان . - كارى نكرده‌اى .